ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

پسر بی دندون

1391/3/27 3:42
نویسنده : ندا
450 بازدید
اشتراک گذاری

٥شنبه شب از ساعتهای 7 تبت شروع شد، نگران شدیم، با پاشویه سعی کردم تبتو پایین بیارم، حس کردم دندون بالایی جلو سمت چپ نیش زده، واسه ی کنترل تبت در طول شب بابایی پیشنهاد داد بریم خونه ی مامان جون... انگار خیلی سخت دندون در میاری، الان تب نداری، هی دندون نیش زده شده نمایان میشه و بعد از ساعاتی اثری ازش پیدا نیست، موندم پسرم با دندون شده یا نه؟ براش آش دندونی درست کنیم یا نه؟ خلاصه من موندم و دندون شما...

مامان جون به خاطر حضور شما خیلی از وسایلهاشونو جابه جا کرده که باعث صدمه زدن به شما نشه... اینجا هم خواستم گوشه ای از سرگرم شدنت خونه ی مامان جون و به تصویر بکشم...

1

سعی پسری در بلند شدن با صندلی چرخدار...

2

3

4

5

خاله مریم صدام زد گفت بیا از ابوالفضل عکس بنداز، حدود 5 دقیقه ای بغل خاله اینطور داشتی بازی می کردی، خاله دلی از عزا در آورد و کلی باهات بازی کرد...

1

2

البته با دیدن من و دوربین در دستم از حس در اومدی و نشد یه لحظه ی درست ازت ثبت کنیم...

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (9)

نرگس(مامان ساینا)
27 خرداد 91 10:41
مامان خانم من زودی دندون در میارم و اون وقت می بینی که چقده دندونام تیزه
نگران نباش عزیزم میدونم سخته اما جزوی از بزرگ شدن پسر گلی این جوریه
ایشاال... زود زود میایی و خبر می دی آش دندونی درست کردی


امیدوارم
لطف داری
خاله نسيم
27 خرداد 91 11:02
خوش به حال ابوالفضلي كه خاله راستكي داره
عوضش آرتين يه عالمه خاله الكي داره


اگه قبول باشه من خاله راستکی آرتین جونم
مریم خاله خاله ی ابوالفضل بی دندون
27 خرداد 91 14:11
قربونت بشم خاله
انشالله دندون در میاری و باهاشون کلی غذذاهای خوشمزه رو می خوری
خیلی خوش گذشت مخصوصا اینکه با اومدنت به خونمون تبت هم پایین اومد
اون لحظه که روی پاهام بودی رو خیلی دوست داشتم
خاله خیلی دوستت داره
خاله از نت می بوستت

مواظب خود بی دندونت هم باش
خدانگهدارت باشه عزیز دلم
بای بای


خاله انگاری دندون در آوردم
دیگه شاید بی دندون نباشم
زحمت کشیدم بعد از ده ماه بی دندونی
مریم مامان عسل
27 خرداد 91 16:29
عسلم هی تب میکنه و سرش داغ میشه اما از دندونش خبری نیست. میگن هر چی دندونای شیری دیرتر در بیان مقاوم ترن!
البته شایدم یه باور غلطه. اما دیر و زود داره سوخت و سوز نداره!
پسر گل مارو ببوس ندا جونم.
راستی خاله مریم ابوالفضل چند سالشه؟
آخه عسلی هم یه خاله مهین داره که 20 سالشه و یه خاله فرزانه که 14 سالشه. اونا هم مثل خواهر شمان با عسل.


سلام عزیزم
منم این گفته رو شنیدم که هر چی دیرتر در بیاره بهتره
دو تا خاله، خاله منامتولد 67 خاله مریم متولد69
مامان رادین
27 خرداد 91 22:41
سلام
پسر گلی خوبه
اون چیزی که شما فکر می کنید دندونه لکه های سفیدی است که قبل از دندون در آوردن میان ومی رن.
اگه لثه اش سفید ومتورم بشه 2،3 روزه دندون در میاره.
ان شاالله دندونهاشو به راحتی در بیاره.



سلام ممنونم عزیزم
آره دیگه در اومد
مریم خاله
28 خرداد 91 14:08
چو در رنج از درد دندان شدم


به دندان پزشکی شتابان شدم


یکی از رفیقان والا مقام


که دندانپزشکی است دارای نام


در رحمت خویش را باز کرد


بلافاصله کار آغاز کرد


به دقت نگه کرد و تدقیق کرد


به دندان پر درد تزریق کرد


سپس چرخ بنمودوهی چرخ کرد


به نحوی که ازیاد من رفت درد


سخن از زمین گفت و از آسمان


زمانی که بودست بازم دهان


مریض دهن باز بی گفتگو


بود بهترین مستمع بهر او


مداوای دندان چو می شد تمام


مرا منزلش کرد دعوت به شام


ازاین دعوتش چهره من شکفت


بیاد آمدم بیت سعدی که گفت:


" مخور هول ابلیس تا جان دهد


هرآنکس که دندان دهد نان دهد"



ای جانم
خاله ی شاعره
مامی مائده
28 خرداد 91 20:06
ماشالا به تو که اینقدر قشنگ رو پاهات می ایستی


لطف داری خانومی
مریم مامان عسل
30 خرداد 91 14:23
پس من با خاله منا همسنم!
منم 67


ای جانم
مامان جوون
مادر کوثر
26 تیر 91 14:47
ماشالله چه گل پسرمون بزرگ شده

هیچوقت یادم نمیره روز یکه وبلاگ کوثر جون رو ثبت کرده بودم و شما اولین نظر رو گذاشتی

قبلنا بیشتر بهمون سر میزدی
اما خیلی وقتا دیگه نظرات خوشگلتونو در لیست نظرات نمیبینیم

همیشه شاد باشید و سلامت
بوسسسسسسس

سلام خیلی پرمشغله شدم
حتما سر میزنم